تبليغاتX
گفتگو در مورد بهاییت و سایر فرق
کتاب بیان معجزه جاودان حضرت نقطه اولی علیمحمد باب
یکی از مهمترین منابع در باب تحقیق بهائیت کتاب بیان علیمحمد باب است.این کتاب که مدعی نسخ قران است امروزه بطور کلی از دسترس محققان خارج شده.بهائیان نه تنها در پی نشر این کتاب نیستند بلکه به اعتقاد بسیاری از محققین (به سبب مطالب مندرج در ان) خود بهائیان  این کتاب را از دسترس خارج کردند.چند وقت پیش با سایت بابیان ازلی(پیروان بیان)اشنا شدم و از انها در خواست نسخه کامل کتاب بیان را کردم اما متاسفانه انها هم پاسخی ندادند.معلوم نیست چرا مدعیان تحری حقیقت و ازادی عقیده و بیان سعی در مخفی کردن کتاب بیان دارند شاید دلیل ان مطالبی است که توسط باب در این کتاب امده است مثل اینکه:

همه ي کتب جهان را به غير از کتاب هاي من محو و نابود کنيدبیان فارسی ص 198

اموال کساني که به من ايمان ندارند گرفته و مصادره نماييد بیان فارسی ص157

هر پادشاهي که معتقد به دين باب باشد، بايد کساني را که به کتاب بيان ايمان ندارند بکشد و بر روي زمين باقي نگذارد همان ص 26

هر زن بابي واجب است که ازدواج کند و حتما صاحب فرزند شود و اگر از شوهرش صاحب فرزند نشد، مي تواند با اجازه ي شوهرش به مرد بابي ديگري مراجعه کند تا براي شوهرش فرزندي توليد کند همان 298

استعمال دارو مطلقا حرام است همان ص324

تخم مرغ را قبل از پختن به ديوار نزنيد چون محتويات آن خراب مي شود بیان عربی ص 49

اینها گوشه ای از تعالیم مترقی حضرت باب است که میرزا حسینعلی نوری درباره ان میگوید:لعنت خدا بر کسي که بگويد بيان نسخ شده و باطل گرديده.(اقتدارات حسینعلی نوری ص 103)

شایان ذکر است که اگر در اینترنت هم سرچ کنید تنها گزیده ای از کتاب بیان یافت می شود.به عقیده اینجانب اگر روزی کتاب بیان چاپ و در دسترس عموم قرار گیرد خود دلیل محکمی در رد ادعاهای بابیت و بهائیت است.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 16:27  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

خالی نبودن زمین از حجت
با توجه به نظرات بهاییان با چند مقدمه به یک شبهه مهم می پردازیم:

1-از نظر بهاییان علیمحمد باب مهدی موعود  است.

2-علیمحمد باب یکبار ظهور کرده و سپس توسط امیرکبیر کشته شده است.

3-علیمحمد باب (موعود بهاییت)در اخر زمان دوباره ظهور می کند.

4 -در حال حاضر امام و حجت زنده ای وجود ندارد .(از نظر بهاییان)

حال با این روایات چه کنیم:

.

ا

مام علی (ع) می فرماید: ای کمیل زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نیست که برای خدا با برهان روشن قیام کند چه آشکار و یا بیمناک و پنهان.

نهج البلاغه، دشتی، حکمت 147، ص 661؛ کافی ج 1 ص 179

امام رضا (ع) در پاسخ   « سلیمان الجعفری » یا « سلیمان بن جعفر الحمیری » که می پرسد :

آیا زمین از حجت خدا خالی می ماند ؟

می فرماید:

اگر زمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن از حجت خالی بماند ، ساکنانش را در خود می بلعد .

(البته روایات زیادی با مضامین نزدیک به این حدیث وحود دارد)



شیعه معتقد است در هر دوره امامی زنده (خواه در غیبت)وجود دارد که واسطه فیض خداوند است.در این عصر هم حضرت مهدی(عج)زنده و واسطه فیض خداوند است.

قضاوت با شماست!!!

2 نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 0:7  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

مطلبی در باب خاتمیت

((محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است. و خدا همواره بر هر چيزى داناست))

معنای خاتمیت چیست با توجه به نظر یکی از دوستان درباره خاتمیت میخواستم مطلبی بنویسم اما متن تفسیر نمونه را می اورم چرا که بیان ان کامل تر و سلیس تر است.

1-" خاتم" چيست؟

" خاتم" (بر وزن حاتم) آن گونه كه ارباب لغت گفته‏اند به معنى چيزى است كه به وسيله آن پايان داده مى‏شود، و نيز به معنى چيزى آمده است كه با آن اوراق و مانند آن را مهر مى‏كنند.



ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 23:42  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

نظر دوستان

یکی از دوستان گفته اند:از شما دوست عزیز خواهشمند است نظرات خود در مورد ایات 104 تا 106 سوره بقره را بازگو کنید.در ضمن در مورد خاتمیت باید عرض کنم که در لسان عرب خاتَم به معنای نگین و خاتِم به معنای پایان دهنده می باشد.

ترجمه ایات  104 تا 106:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، نگوييد: «راعنا»، و بگوييد: «انظرنا»، و [اين توصيه را] بشنويد و [گر نه‏] كافران را عذابى دردناك است. 

نه كسانى كه از اهل كتاب كافر شده‏اند، و نه مشركان [هيچ كدام‏] دوست نمى‏دارند خيرى از جانب پروردگارتان بر شما فرود آيد، با آنكه خدا هر كه را خواهد به رحمت خود اختصاص دهد، و خدا داراى فزون‏بخشى عظيم است. 

هر حكمى را نسخ كنيم، يا آن را به [دست‏] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن، يا مانندش را مى‏آوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست؟ 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 23:24  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

جواب یکی از دوستان
دوستی تظری دادند با این مضمون: 

به باور من و درصد بسیار زیادی از جوانان ایران هر دینی پس از مدتی بر اساس مقتضیات و شرایط زمانی رو به فساد می گراید. مثال بارز این که تعداد مسلمانان واقعی انگشت شمار می باشند اکثر مسلمانان به ظاهر مسلمانند و در باطن از مسلمانی بویی نبرده اند لذا من شخصا صداقت را در پیروان دین مقدس بهایی یافته ام و تفاوت شدیدی را نسبت به دین مبین اسلام احساس کردم.
دین مقدس بهایی در حال حاظر کامل ترین و به روز ترین دین بر اساس افکار و مقتضیات زمانی که هم اکنون در آن قرار داریم می باشد.
من از این جمله: مومن باید همیشه دل شکسته باشد، با شادی خیلی جور نباشد، متنفرم. به راستی چرا ما مرده پرستیم؟ این طور که پیداست ما 12 امام داریم پس امام خمینی امام چندم است؟ لقب امام حرمت دارد چرابه یک انسان معمولی لقب امام ر ا می چسبانیم؟ نکند امام سیزدهم است؟ پس با این حساب حضرت قائم امام چهاردهم می شود. خواهشمندم اگر توانستید جوابی برای سوالاتم بیاورید (جواب منطقی).

جواب:

دوست عزیز امیدوارم جوابهام شما رو قانع کنه.

1-اینکه فرمودید دین مقدس بهایی در حال حاظر کامل ترین و به روز ترین دین بر اساس افکار و مقتضیات زمانی که هم اکنون در آن قرار داریم می باشد. صرفا نظر شما و احتمالا سایر بهاییان است اما ادعای بدون مدرک ارزشی ندارد لطفا مصداقی صحبت کنید .

2-اینکه گفتید مومن باید همیشه دل شکسته باشد با شادی خیلی جور نباشد ما که در تشیع ندیدیم شما اگر دیدید بگویید بلکه برخلاف این ما روایاتی داریم که امامان ما به شیعیان توصیه کردند در مصیبت های ما غمگین و در شادی های ما شاد باشید.در ضمن من کاری به رفتار بعضی مسلمانان ندارم چرا که غالبا رفتار هر دین با اصول اون دین تفاوتهایی داره

3-فرمودید چرا به امام خمینی امام میگوییم اگر جنابعالی به معنای امام توجه کنید امام یعنی پیشوا این لقب در طول تاریخ به افراد زیادی گفته شده حتی اهل سنت به پیشوایان خود گاها لقب امام می دهند. مثل امام شافعی امام ابوحنیفه .حتی به تعبیر قران و روایات   امامان به دوسته نور و نار تقسیم شده اند  امام صادق (ع) میفرماید:امام نور، امر و فرمان و حکم الهى را بـر امـر و حـکـم خـود مـقـدم مـى‌دارد، ولى امام نار به خلاف این رفتار مى‌کند و تابع هوا و هوس خود است. (3) امـام نـور، مـردم را به سعادت در دنیا و آخرت سوق مى‌دهد، اما امام نار همه را فداى بقاى حکومت و ریـاست خود مى‌نماید. 

پس همانطور که دیدید تعبیر امام برای افراد زیادی به کار برده شده اما جنابعالی به جای بحث علمی و مطقی بحث سیاسی میکنید.

منظور از مرده پرستی را هم نفهمیدم گویا عقاید شما هم مثل سلفی ها و هابی های تندرو است که به شدت از تجلیل مردگان نهی میکنند اگر هم بهایی هستید گویا پیرو فرقه جدیدی در بهاییت هستید بهاییت وهابی یا وهابیت بهایی.

ضمنا اگر چنابعالی بهایی هستید و بقول خودتون مرده پرست نیستید چرا برای قبور عالیجنابان باب و بها بارگاه ساختید و انها را اکرام میکنید انها که مرده اند.

در پایان باید بگویم که شیعیان مرده پرست نیستند بلکه مثل همه اقوام متمدن به درگذشتگان خود احترام میگذارند بخصوص  اگر اشخاص  بزرگی باشند با استدلال جنابعالی احتمالا غربی ها هم مرده پرست هستند که هر سال برای امثال ادیسون و انیشتین  بزرگداشت می گیرند.

موفق باشید

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 3:2  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

جواب خاتمیت
دوست محترم ETTEHAD پیامی به این مضمون نوشتند:

سید احمد عزیز
شما احتمالا میدانید که حضرت باب در اعتقاد بهائی همان قائم موعود هستند بنابر این هرآنچه در قرآن اشاره به قائم داشته باشد به باور ما به ایشان راجع است.
اگر منظور شما اشاره به نام قائم در قرآن باشد پاسخ منفی است ، در قرآن نه به تصریح و نه به تلویح نام قائم و یا پیامبران بعد از او نیامده . اما اگر بشارت به ظهور پیامبران در آینده را از این دست اشارات میدانید آیات زیادی که دال بر این موضوع هستند وجود دارد وبا کمی ریز بینی حتی تاریخ و محل ظهور را از اشارات آنها را میتوان دریافت

با تشکر از جناب اتحاد

1-در مورد اینکه فرمودید در اعتقاد بهایی باب همان قائم موعود است  اگر موعود علیمحمد باب باشد در هیچ یک از منابع(چه قران و چه کتب جدیث) گفته نشده که بعد از امدن مهدی موعود پیامبری با ایین نو می اید بلکه بعد از امدن حضرت قائم وعده قیامت و جنگ بین خیر و شر داده شده (ابتدا جنگ یا همان ارماگدون و سپس قیامت) همانطور که اکثر ادیان پیش بینی کرده اند.

2-شما فرموید هر انچه در قران اشاره به قائم داشته باشد اشاره به موعود بهاییت هم هست بعد گفتید که در قران اشاره ای به قائم نشده در حالی که ما از طریق امامان و تفسیر ایات امدن قائم را در قران اثبات می کنیم مثل اینکه بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومینین که امام بقیه الله را مهدی موعود توصیف کرده اند اما شما هم باید از طریق  امامان شیعه (که انها را قبول دارید) شباهت مهدی موعود (عج)با جناب باب را ثابت کنید.

3-همچنین لطفا همانطور که خود فرمودید ایاتی که بشارت به ظهور پیامبران در اینده را داده مستند و مستدل برای ما بیان کنید چرا که تا جایی که ما میدانیم نه در قران و در بیان امامان حرفی از امدن پیامبر جدیدی نشده 


2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 13:42  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

جواب خاتمیت
{{رضا عزیز
در هیچیک از کتب آسمانی نام موعود بعد به صراحت ذکر نشده چه اگر بود کسی بهانه ای برای عدم ایمان به پیامبر بعد نداشت. در تورت و انجیل نیز نامی از حضرت محمد نیامده تنها اشاره به اینکه تسلی دهنده ای خواهد آمد گردیده و از این نام که با لغت پارکلیت یا فارقلیت مشهور است معنای ستایش شده را که با قرائتی دیگر از آن میشود فهمید برگزیده اند و آن را با احمد که از القابی است که به حضرت محمد نسبت میدهند یکی گرفته اند و در نتیجه میگویند نام پیامبر اسلام در کتاب مقدس آمده در حالی که اشارات بسیار صریح تری در روایات و احادیث اسلامی وجود دارد که نام موعود ، محل ظهور و تاریخ ظهور را بیان میدارد 
با آرزوی توفیق}}  این هم جواب نظر یکی از بازدیدکنندگان

دوست عزیز اگه منظورتون از این حرفهاتون اینه که در مذهب شیعه هم اشاراتی به امدن جناب حسینعلی بها و بقیه هست لطفا با دلیل و مدرک بیاورید البته فراموش نکنید که با حضرت مهدی اشتباه نگیرید چون هیچ شباهت اسمی و رسمی بین مهدی موعود با عالیجنابان باب و بها (علیمحمد و حسینعلی)وجود نداره و تا جایی که می دونم خودشون هم ادعا ندارند که مهدی موعود هستند بلکه معتقدند پیامبری جدید هستند که صاحب شریعت نیز هستند  بخصوص حسینعلی بها چرا که علیمحمد ابتدا خودش رو باب امام زمان بعد امام زمان و بالاخره پیامبر معرفی کرد .البته ناگفته نماند که پیشگویی خود باب هم در مورد تاریخ امدن موعود بعدی نیز غلط از اب در امد و دوستان یک مقدار عجله کردند

مسئله دوم همانطوری که قبلا هم گفتم جای بحث درباره  حقانیت اسلام و مذهب شیعه  اینجانیست چرا که شما خود رو دنباله دین اسلام میدانید طبیعتا حضرت محمد (ص)رو هم پیامبر قبلی میدانید که ما هم با شما هم نظریم اما در مورد باب و بها چون ادعای جدیدی کردید باید دلیل بیاورید و بار اثبات بر دوش شماست (این یک بحث حقوقی و منطقی است که هر عقل سلیمی می پذیرد)

2 نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 15:32  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْترَواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا  فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا يَكْسِبُون

پس واى بر آنهايى كه كتاب را به دست خود مى‏نويسند، و تا سودى اندك برند، مى‏گويند كه از جانب خدا نازل شده. پس واى بر آنها بدانچه نوشتند و واى بر آنها از سودى كه مى‏برند

سوره بقره ایه79

2 نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 14:36  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

نظر دوستان
میخواستم بحث رو شروع کنم درباره خاتمیت ولی اول میخوام از جناب عشق خدایی نویسنده این نظر بخوام  دروغهای نوشته رو بگه تا ماهم فیض ببریم

((خسته نباشید خدمت خانم سارینا
در مورد اطلاعات نویسنده باید بگم همش دروغه
ولی هر جاشو خواستی می تونم بهت ثابت کنم
موفق باشی
))


2 نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 20:10  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  | 

خاتمیت پیامبر اسلام
با سلام خدمت دوستان وبلاگی

در نظر داشتم مطلبی در باره خاتمیت پیامبر اسلام  بنویسم  به نظرم رسید بهتره قبلش نظرات دوستان (موافق و مخالف) رو در این باره بدونم لطفا نظراتتون رو در این باره بگید تا بحث کامل و جذابی داشته باشیم.

با تشکر

2 نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 16:2  توسط سیداحمد حسینی فرزانه  |